بیایید تخریب نکنیم
نوشتن در باره انتخابات خیلی سخت است. آدمهایی که در بسیاری مسائل دیدگاههای یکسانی دارند، معمولا در این موضوع چنین نیستند و شاید یکی از دلایل جدایی میان بسیاری از دوستان همین انتخابات و مسائل پیرامونی آن است. این را گفتم که بگویم در مورد انتخابات خواهم نوشت، البته نه از شخصی خاص که نامزد رویایی من باشد و چه و چه. نه. از اصول و اخلاق در آن خواهم گفت.
قصد نوشتن در باره انتخابات را نداشتم اما چیزهایی میبینیم و میشنوم که احساس میکنم مسئولیتی هر چند ناچیز در مقابل کسانی دارم که هر از گاهی سری به وبلاگ من میزنند و چیزی میخوانند. هم این دیدگاهها میتواند به گونهای اعلام مواضع از جانب من باشد که در دراز-مدت به کار خواهد آمد.
صبح امروز عبدالله رمضانزاده سخنگوی دولت اصلاحات در سالن آمفیتاتر دانشگاه آزاد اسلامی رشت چیزهایی گفت و هواداران یکی از نامزدها کارهایی کردند که دیدم نمیتوانم سکوت کنم. اینکه رمضانزاده کیست و در پروندۀ خود چه دارد و حتا اینکه از چه نامزدی حمایت میکند به کنار، روی سخن من با کسانی است که 4 سال پیش در همین روزها همین کاری را میکردند که اکنون میکنند.
احمدینژاد در آن روزها برای بسیاری از مردم کشور شخصی ناشناخته بود. مسئولیتهای اجرایی چندانی هم نداشت که قابل اتکا باشد. اما رای آورد آنهم در نزدیکترین انتخابات پس از انقلاب و آن هم با شکست شخصی که ستون نظام و سردار سازندگی خوانده میشود و تقدسی در میان ایرانیان دارد. چهار سال پیش در همین روزها کسانی که با ریاست جمهوری احمدینژاد زندگی خود را در خطر میدیدند در یک ستون به هواداری از کسی پرداختند که هیچ سنخیتی میان تفکر او و آنان نبود. بسیاری از کسانی که در دور اول انتخابات حتا رای نداده بودند در دور دوم به هاشمی رای دادند و سخنشان این بود که رای میدهیم تا احمدینژاد رای نیاورد. بالاخره اراده ملت فرای قدرت آنان بود و احمدی نژاد رای آورد.
تصورم بر این بود که اصلاحطلبان بسیار باهوشتر-اند و کار کردن به صورت برنامهریزی شده و منظم از ویژگیهای آنان است. گرچه شواهد زیادی برای این تصور میتوان عنوان کرد اما اگر هم چنین نباشد حداقل در یک مورد باید هوش و تلاش خود را نشان دهند و آن هم انتخابات است. چهار سال پیش آنان دست به تخریب احمدینژاد زدند. یعنی به جای اینکه بگویند برنامۀ ما فلان است و برنامه فلانی فلان، میگفتند احمدینژاد کوتوله است و به درد ریاستجمهوری نمیخورد و ...
به این میگویند تخریب. تخریب که اوج آن در مناظرۀ مرعشی و کلهر (از سوی مرعشی) و در مناظرۀ نوبخت و خوشچهره (از سوی نوبخت) در رسانۀ ملی مطرح شده بود را میتوان به نظر بسیاری دلیل شکست هاشمی دانست. به گونهای که حتا هاشمی نیز حاضر نشده بود آرای آنان را به گردن بگیرد و گفته بود آنان نظرات خود را مطرح کردند.
اکنون همین موضوع در حال انجام است. تخریب، تخریب و تخریب. امروز رمضانزاده در دانشگاه آزاد رشت با وارد آوردن تهمتهای فراوانی به احمدینژاد، عنوان کرد که «احمدینژاد از مردم رشت خوشاش نمیآید!» البته در تبیین آن نیز بدحجابی و آزادی رشتیها را دلیل آن عنوان کرد. حال آنکه خدا میداند وارد آوردن جنین تهمتهایی به چهمیزان در اصول اخلاقی پذیرفته شده است.
متاسفانه فضای تخریب بر جامعۀ ما طنینانداز شده آنهم توسط کسانی که خود را حامی آزادی بیان میدانند. اما باید از آنان پرسید اگر به آزادی بیان معتقدید پس چرا کسی از هواداران احمدینژاد را دعوت نکردید و حتی به یکی از حضار اجازه ندادید سخنان خود را بر زبان بیاورد. یا اینکه چرا در سالن را بستید و به کسی اجازۀ خروج ندادید. یا چرا اجازۀ گرفتن عکس و ضبط تصاویر را نمی دادید. یا اینکه چرا چند روز پیش به ضرب و شتم کسی پرداختید که کار-اش به بیمارستان کشید و دستاش شکست. البته مصداق بسیار است ولی مجال گفتن نیست.
از خودم هم بگویم که در بیشتر انتخاباتها شرکت کردهام و در این یکی هم شرکت میکنم. رای من هم یکی است و آن را به صندوق میریزم. هنوز تصمیم نگرفتهام اما به زودی تصمیم میگیرم. این را هم بگویم از کسانی نیستم که یک انتخابات را تحریم کنم و در انتخابات بعدی بروم فول-تایم در ستاد یکی کار کنم و پرده و پوستر بچسبانم. این را گفتم که بدانید منظور من حمایت از احمدینژاد نبود و درد دلی بود با کسانی که دوست دارند نامزد مورد نظرشان رای بیاورد و ضمنا از شهر زیبای من نیز هستند؛ شهری که اخلاق و فرهنگ در آن بیش از سایر ویژگیها به چشم میآید.
لينك مطلب | یکشنبه دهم خرداد 1388 | غدیر نبیزاده |







