تبليغاتX
شهر زیبای من، رشت - ماهی فروشان راسته

ماهی فروشان راسته

بعضی چیزها در این دنیا وجود دارند که دل‌تنگی برای آنها هیچ دلیل یا توجیهی ندارد. یکی از آنها دل‌تنگی برای سرزمین مادری یا جایی است که دوران کودکی یا نوجوانی خود را در آن سپری کرده باشی و خاطرات فراوانی از آن داشته باشی.

یکی از دوستانم که سال‌ها قبل برای مهاجرت به همراه خانواده‌اش به انگلیس رفته بود، به من می‌گفت که وقتی نیستی دلت برای همه چیز تنگ می‌شود، چیزهای مزخرفی که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنی. و او راست می‌گفت.

خب، من هم رشت را خیلی دوست دارم و می‌دانم این حس مشترکی میان من و بسیاری از انسان‌ها در این دنیاست. وقتی در رشت هستم آنقدر عکس می‌گیرم که هرکه با من باشد کلافه می‌شود. به قول پدرم که هرکسی عکس‌ها را می‌بیند انگار خودش به آنجا رفته. چون گاهی در یک دقیقه 6-5 عکس می‌گیرم که این خود تمام لحظات را برای آدم زنده می‌کند.

من که شخصاً عاشق این عکس‌ها هستم و مدام با شروع Screen Saver در کامپیوترم آنها را می‌بینم و خاطراتم را زنده می‌کنم.

یکی از دفعاتی که به رشت رفته بودم، در یک روز جمعۀ آفتابی رفتم «میدان سر» و «ماهی فروشان راسته». همۀ مردم در تب و تاب خرید ماهی بودند. من هم شکار کردم چیزهایی را که دیدم.

با دیدن این عکس‌ها روح من که پرواز می‌کند. البته آن‌هایی که در رشت زندگی می‌کنند خیلی انتظار این حالت را نداشته باشند.

                               

                          

                               

                               

 

 

 لينك مطلب | چهارشنبه یکم خرداد 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |